خرید بک لینک

درباره سایت

دلتنگی از حد گذشت

امکانات وب

شهابم دل تنگتم عزیزم ، چشمام میبندم سوار ماشین زمان میشم بر میگردم به گذشته، یاد قراری که باهم داشتیم می افتم، زیر پل مدیریت قرار گذاشتیم ، رفتیم کافی شاپ که شیوا خانوم برادرت رزرو کرده بود چقد کافی دنج بود چقد خندیدم، مثل همیشه زمان رفت رو دور تند ،وقتی پیشت بود زمان خیلی زود میگذشت، ساعتها تو کا

برچسب: نویسنده: آتنا ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 17:24

صفحه بندی